علی کرمی

مصاحبه اختصاصی آوای پراو با محمد مسعود کیایی نویسنده برجسته کرمانشاهی

مصاحبه اختصاصی آوای پراو با محمد مسعود کیایی نویسنده برجسته کرمانشاهی محمد مسعود کیایی از نویسندگان برجسته کرمانشاه است که یکی از کتاب هایش به نام “خاص بانو” از طرف خانه کتاب و ادبیات ایران به عنوان کتاب سال انتخاب شد و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مراسم بزرگداشتی برای این نویسنده برگزار کرد.

کد خبر : 2414
تاریخ انتشار : شنبه 30 دسامبر 2023 - 12:37
مصاحبه اختصاصی آوای پراو با محمد مسعود کیایی نویسنده برجسته کرمانشاهی

مصاحبه اختصاصی آوای پراو با محمد مسعود کیایی نویسنده برجسته کرمانشاهی
محمد مسعود کیایی از نویسندگان برجسته کرمانشاه است که یکی از کتاب هایش به نام “خاص بانو” از طرف خانه کتاب و ادبیات ایران به عنوان کتاب سال انتخاب شد و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مراسم بزرگداشتی برای این نویسنده برگزار کرد. ضمن گرامیداشت این موفقیت، با نویسنده بزرگ شهرمان به گفت‌وگو نشستیم که بخش‌هایی از آن را پس از ارائه بخش کوتاهی از زندگی نامه و معرفی آثارشان، تقدیم شما مخاطبین ارجمند می کنیم .
متولد شهرستان مرزی سرپل‌زهاب در استان کرمانشاه،در سال ۱۳۳۸ است.
وی فعالیت‌های ادبی خود را به طور جدی از سال ۱۳۶۰ آغاز کرد با نوشتن داستان‌های کوتاه برای نشریات، ماهنامه‌ها و … سراسری و استانی.

کتاب‌هایی که تاکنون از محمدمسعود کیایی به چاپ رسیده‌اند عبارتند از:

مجموعه داستان‌های کوتاه:
_ به یادم درختی بنشان در سال ۱۳۸۰. نشر باغ ابریشم
_ کژال ترجمه به کردی توسط محمدعلی کاکایی چاپ در اقلیم کردستان عراق توسط وزارت فرهنگ کردستان در سال ۲۰۱۱ میلادی
_ وقتی که مرگ آرامش است در سال ۱۳۸۰ توسط نشر روزگار و چاپ دوم در سال ۱۳۹۵
_ عشق بی‌خبر می‌آید در سال ۱۳۸۵ توسط نشر روزگار و چاپ دوم در سال ۱۳۹۵
_ خاص‌بانو در سال ۱۳۹۴ توسط نشر روزگار
چاپ دوم توسط نشر روزگار در سال ۱۳۹۷

این کتاب از طرف « خانه‌ی کتاب و ادبیات ایران » به عنوان اثر شایسته‌ی تقدیر انتخاب شد در سال ۱۴۰۰

_ شاخه‌ای گل در سال ۱۳۹۷ توسط نشر گیومه و چاپ دوم توسط نشر سرانه در سال ۱۳۹۸
_ سال‌های بی سرور در سال ۱۳۹۷ توسط نشر گیومه و چاپ دوم توسط نشر سرانه در سال ۱۳۹۸
– قصه‌های آذر کوچولو توسط نشر روزگار در سال ۱۳۹۸
_ قاب‌عکس‌‌ها در سال ۱۴۰۰ توسط نشر سرانه و نورهان
_ خنده‌های لطیف در سال ۱۴۰۰ توسط نشر دیباچه و نورهان
_ پس از آن روزها در سال ۱۴۰۰ توسط نشر روزگار

داستان‌های بلند:
_ روایت‌های راویان در سال ۱۳۹۷ توسط نشر روزگار
_ یاغی‌اسفندیار و زن اثیری توسط نشر آفتاب در سال ۱۴۰۰
نثرهای شاعرانه:
_ آواز آب. در سال ۱۳۹۴ توسط نشر روزگار
مقالات و یادداشت‌ها:
_ گذری شتابان. در سال ۱۴۰۰ توسط نشر سرانه
کتاب‌های مجموعه داستان کوتاه که با نویسندگان دیگر مشترک‌ است:
_ در حاشیه شط. با علیرضا قزوه ، محمدحسین جعفریان و … توسط نشر ادبیات مقاومت در سال ۱۳۷۰
_ جنون شیشه‌ای. با داستان‌نویسان کرمانشاهی توسط نشر دیباچه در سال ۱۳۹۹
_ سگ خانواده‌ی وانگ. با داستان‌نویسان انجمن ادبی بر بال سیمرغ توسط نشر سیمرغ در سال ۱۳۹۹
آوای پراو:جناب استاد کیایی ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید بفرمائید از چه زمانی به داستان علاقه‌مند شدید و چگونه و با چه اثری شروع به داستان نویسی کردید ؟
از همان سالیان کودکی در محیط خانواده برایم قصه تعریف می‌کردند مثل ملک بهمن ،ملک‌جمشید و برخی از آن داستان‌ها که هنوز هم چاپ نشده و معلوم است که در ایران ما هنوز موفق نشدیم که قصه‌های دیرینه را جمع‌آوری و منتشر کنیم .

بعد از آنکه خواندن را یاد گرفتم اول بار سال‌های حدود ۴۶ و ۴۷ قصه‌های صمد بهرنگی را خواندم و بعد داستان های عزیز نسین و به طور پراکنده کتاب های دیگر ولی به طور جدی و با طبقه بندی علمی زمانی شروع به کتاب‌خوانی کردم که سخنی از سعید نفیسی خواندم اشاره به این داشت که مطالعات‌تان طبقه بندی شده باشد .اگر شخصی بخواهد کتاب‌خوان شود و شیفته نویسنده ها باشد ناگزیر است با روش طبقه بندی و علمی مطالعه کند. اساس کار علم و هنر آن است که مطالعه و کار باید طبقه بندی باشد من در طول دوران تحصیل هرگز برای هیچ استادی مقاله‌ای ننوشتم و از نمره‌ی آن صرف نظر کردم چون به جای هر یک از مقالات می‌توانستم داستان بنویسم و نمی‌خواستم از داستان نویسی که هستی من بود باز مانم.
ماشنیدیم که پدر شما در سرپل ذهاب دکتر دارو ساز بود . آیا پدر نقشی در تشویق شما به این راه داشت؟
بله کتاب های صمد بهرنگی را پدر در اختیار من قرار داد و در بحبوحه جنگ ویتنام، یاد دارم که احساسات ضدآمریکایی شدیدی از گفته های پدرم در من ایجاد شد. همراهی با مردم موضوع دیگری است که من از ایشان آموختم. بسیار مردمی بود و همسطح با مردم رفتار می کرد .
از محضر چه استادانی استفاده کردید؟ بدون این که به طور مستقیم از کسی آموزش ببینم ،شروع به نوشتن کردم در داستان‌ نویسی بیشتر تحت تاثیر داستان های ترجمه‌ای بودم. علی اشرف درویشیان اولین دوستی بود که در حیطه داستان نویسی به من کمک کرد. اولین داستان های من در مورد جنگ بودند که در نشریات سراسری چاپ می‌شدند یکی از داستان های من با عنوان ” در بستر نسیم” در حوزه دفاع مقدس که سال ۶۴ به عنوان داستان منتخب ایران برگزیده شد.
اما اولین کتابی که نوشتم کتاب خاص بانو بود که در سال‌های بعد تجدید چاپ شدند .
در مجموعه داستان‌های شما سبک رئالیسم را به نوعی زندگی می‌کنید ازحیث درونمایه‌های داستانی آیا تاکید بر رئالیسم و دست و پنجه نرم کردن شخصیت‌های داستانی‌تان با مشکلات تمام نشدنی اجتماع ؛ دلیل خاصی دارید؟ من نسبت به آدم‌ها و اوضاع اجتماعی که مردم را در برگرفته و تاثیرات آن بر زندگی انسان ها بسیار حساس هستم .اگر خوب باشند مرا خوشحال می کنند و اگر ناراحت کننده باشند مرا بسیار ناراحت می‌کند .به شدت از مسائل پیرامونی متاثر می شوم. همانطور که خودم ضمن خواندن کتاب با درد دیگران آشنا می شوم ، با شادی‌ها وموفقیت دیگران آشنا می شوم ،خودم نیز باید بتوانم این توفیق را داشته باشم که دیگران را در احساسات خودم سهیم کنم و همدلی و همیاری دیگران را حس کنم. نیما یوشیج می‌گوید: اگر هنر در خدمت انسان نباشد بهتر است که نباشد.
از آشنایی خودتان با مرحوم احمد عزیزی ،شاعر ارجمند شهرمان بگویید
ما با هم در سرپل‌ذهاب رشد کردیم . روابط خانوادگی‌ داشتیم. بخشی از نوجوانی و جوانی با هم بودیم . با هم در یک مدرسه درس می خواندیم. مرحوم عزیزی از زمانی به بعد دیگر ادامه تحصیل نداد و در همان زمان اولین شعرهایش را نوشت. نقش یک راهنما برای او داشتم و کتاب های شعر به او می‌دادم.
حرکت ادبیات کرمانشاه را از گذشته تا کنون چگونه می‌بینید؟ آیا نویسندگان جوان می‌توانند این راه را به قوت پیشینه‌ غنی ادبیات کرمانشاه ادامه دهند؟
استعدادهای بسیار خوبی در کرمانشاه برای داستان نویسی وجود دارد اشخاص بسیاری وجود دارند که دوست دارند بنویسند از نظر طرز داستان نویسی هم می توانند موفق باشند در صورتی که ادامه دهند اما نکته اساسی اینجاست که همان مشکلاتی که در حوزه علم داریم در خصوص هنر نیز داریم یعنی افراد ژرف نگر که به هنر و پژوهش با پشتکار ادامه دهند کم داریم تصور آسان به دست آوردن یک چیز غلبه دارد می‌خواهند با داشتن تلاش کمتر به هدف برسند در حالی که معمولاً توفیق اساسی نصیب کسانی خواهد شد که پشتکار دارند مادر کرمانشاه و حتی در تمام ایران با این مشکل مواجه هستیم افراد زیادی به شعر و داستان روی می آورند اما از یک خواننده جدی بودن قصور می کنند. یاد گرفتن فن داستان نویسی شاید با یک سال ممارست حاصل آید امکان نوشتن چندین داستان معتدل هم از حیث فنی فراهم شود اما ممارست کردن، ادامه دادن، یک خواننده کوشا بودن برای نیل به ایجاد مضامین مهم و ارزشمند خیلی بیشتر از یاد گرفتن تکنیک داستان نویسی و قت می گیرد .حتی سالیان دراز از زندگی یک انسان هم کافی نیست. داستان‌نویس نیز باید دائم بخواند تا بتواند به مضامین بهتر دست یابد مهمترین عامل مغفول در نویسندگان کرمانشاه و ایران، همانا یافتن مضمون است در هر داستان یک عنصر ساختار وجود دارد .این عنصر لحن دیدگاهی است. لحن مرتبط با مضمون است این لحن با لحن گفتار در محاوره فرق دارد با طرز تلفظ و نویسندگی فرق دارد داستان نویسان به علت کم کاری دچار ضعف در مضمون پیشرو هستند من بر این باورم که پشت کار بسیار مهم است .

نظر شما درباره اصالت ادبیات داستانی چیست؟
من معتقدم که داستان تا حدودی همزاد با فعالیت های اجتماعی انسان است پس می تواند دارای دیرینگی باشد انسان از زمانی که دور هم جمع می شدند از آنچه در طول روز پیش می آمد و یا از گذشته می‌دانستند یا از دیگران شنیده بودند برای هم روایت می‌کردند این پایه داستان شد در نظریه های مربوط به روایت‌گری باید روایت های داستانی را به عنوان مبنا قرار داد چرا که در گذشته انسان تعریف مشخصی برای علم نداشت بلکه به شکل روایت‌های خاطره‌گونه تجربیات ش را برای دیگران تعریف می‌کرد این تجربیات مثلاً از نحوه شکار کردن و نتقال دانش به شکل روایت های داستانی بود و بعد خلاقیت هایی در آن نشان دادند و قصه به وجود آوردند.
چرا به ندرت آثار نویسندگان کرمانشاهی را در نمایشگاه کتاب تهران می بینیم آیا این برمی‌گردد به نبود حمایت ارگان های فرهنگی شهر و و بحث تبلیغات یا اینکه ماهیت خود آثار چالش کمتری را طلبیده است؟
ما از نظر اجتماعی آدم‌های کوشا و فعال نیستیم اگر ما برجسته ترین اثر را هم خلق کنیم اما با افرادی که در خصوص انتشارات کار می کنند معاشرت نداشته باشیم نمی توانیم موفق باشیم
نه ارگانهای دولتی و حتی ساز و کار حکومتی و نه مردم ، میزان کتاب خواندن‌ها را در این امر دخیل نمی‌دانم ما چون در این خصوص عملکرد خوب اجتماعی نداریم با محافل ادبی و انتشارات مرکزی مرتبط نشدیم و با این ها معاشرت نکردیم اثری به آنها عرضه نکردیم چگونه انتظار داریم که آنها آثار ما را منتشر کنند.
سخن پایانی :
من معتقدم یک هنرمند والا یک هنرمند خلاق از زمانی کارهایش جلوه گر خواهد شد که بسیار بخواند بسیار کار کند در کشور ما چون امکان معاش از طریق هنر فراهم نیست کسی را مقصر نداند جز این که بیابد کار خودش چه ظرف هایی دارد و این که علی رغم برکنار کردن ضعف هایش از نظر روابط کار و ارائه کارهایش و نمایان کردن آنها که موفقیتی داشته است ؟چون در نمایان کردن ،عرصه ای فراهم خواهد شد که ضعف‌های را مشخص خواهد کرد.

Visits: 23

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.