مراد حدادیان
آنچه زین پس پدیدار شود
آنچه زین پس پدیدار شود ✍مراد حدادیان پدیدار، مولود پدیده است که زیر پوست پدیده ها پنهان است و از دید مردمان و مردمک های ظاهربین، نهان. اما اهل بصیرت که هم لفظ بینند و هم معنا، همچون تعبیر کننده رویا، رویداد ظاهر را معنا کنند، زیرا به حدی از خردمندی رسیده اند که از
آنچه زین پس پدیدار شود
✍مراد حدادیان
پدیدار، مولود پدیده است که زیر پوست پدیده ها پنهان است و از دید مردمان و مردمک های ظاهربین، نهان.
اما اهل بصیرت که هم لفظ بینند و هم معنا، همچون تعبیر کننده رویا، رویداد ظاهر را معنا کنند، زیرا به حدی از خردمندی رسیده اند که از پس غبار حوادث ، و عرصه آوردگاه “اضداد” نتیجه را به روشنی میبینند.
این یعنی از فراز بلندی ،از تجربه و آگاهی رویداد ها را رونمایی میکنند، لذا تاریخ را نه در گذشته بلکه با توجه به احوال کنشگران صحنه ،به آینده میبرند و تحلیل میکنند.
آنچه ما گفتیم، پراکنده، اما پیوسته ، تاریخ پیش روی ماست که تا این زمان در تقویم این ملت بزرگ اهورایی، و آنها که رو در رویمان ایستاده اند در لوح تاریخ رقم خورده که آثار ملی و منطقه ای و جهانی آن به خوبی هویداست، و اکنون میتوان در اظهار نظر و تحلیل های کارشناسان صاحب نظر جست و جو و دریافت کرد.
اما آنچه زین پس از این آوردگاه اراده ها حاصل شود و به تدریج بر درخت تناور ایران بزرگ به بار آید و برکت گیرد، بیشک میوه گوارای زندگی “نیکوست”، همان سعادتی که مردم سومر باستان علت و غایت خلقت میدانستند.
و این سعادت، اکنون سهم ماست و همه آنها که در سمت درست این رویارویی ایستاده اند، اما بیشک تلخی و ملال، سهم سوی مقابل ماست و این “ما” همان روح خفته اعتدال است که شمشیر عدالت حق است و اکنون در دست ما ست به تقدیر ربانی.
روح بلند ما که از پس زمانی طولانی خفته مینمود با دمیدن بهار وحدت “مهر و ماه” در جانمان ساری، و جوشش عشق در زندگی باشندگان ایران زمین به تاثیر گذاری و نقش آفرینی قامت راست کرده است.
و این از راست کرداری و شان فرهنگ و تمدن بزرگمان در گذر زمان ریشه گرفته است، تا همچون آفتاب تابیدن گیرد و افسردگی و اندوه از چهره مردمان عالم بزداید.
همدلی و مهر اهورایی که زین پس در قلبهایمان جاری و ساروج وحدتمان شده است، هرآنچه و هرآنکه زین پیش، به قهر یا به واسطه رنج و ناسازگاری با شرایط جامعه، از ما جدا شده و در سر تا سر جهان پراکنده گشته و به درد غربت گرفتارند، به لطف الهی و محبت وطن، به تدریج به پیکره وجودی ملی و آیینی، و در جغرافیای سرزمین اهوراییمان باز خواهند آمد، و به واسطه صفا و لطافت ذات پاک ایرانی، همه رفتگان علمی، فنی، تخصصی، سرمایه ای و غیره از خاک غربت برخیزد، و این آغاز “رستاخیز” ماست، و از مبدا ما همچون رودی خروشان در دو سوی عالم جریان گیرد و شکوفایی و شادابی به ارمغان آورد.
اما در سوی مقابل ما که از توهم خود در رنج اند و در ظلمت غرور و تکبر گرفتار، از عشق تهی و در کینه و حرص و حسد غوطه ور هستند، زین پس در پراکندگی و تفرقه و تخاصم تعارض و تضاداند، و این سرآغاز افول و گسست حلقه به ظاهر متحد ایشان است که در انگشت تهدید و تحریم و تحقیر، به نشان قهر اهریمنیشان، همه ملت های جهان را برده خود کرده اند.
این حال روزگار ماست و طلوع عصری نوین، و بخت بلند ما به طالع مهر و ماه و افول ظالمان عالم، مطلع مبارکیست که عزت رفته ما را باز آورد و منزلتمان را افزون کند، توجه ها معطوف به ما شود و ما در کانون تحولات جهانی در نقش و اثرگذاری، و این یعنی بدل شدنمان به آنچه که بوده ایم اما فراموش کرده ایم.
بیتردید چنین وضعیتی پیش خواهد آمد اما به سختی و پایمردی و همدلی، زیرا نظام سلطه و رقبای خفته را پذیرای این قدر و قامت ما نیست ولی بیتردید مشیت الهی بر این قرار گرفته است و این ناآرامی و جنگ، نشان از حال بیقرار و خسته جهان، و از سیلی ویرانگر ناشی از آب شدن یخ ها، و شکستن بند های اهریمن در اراده و اندیشه و بینش مردم دارد.
و اکنون در میدان نبرد رخ عیان کرده است، میدانی که آوردگاه اراده هاست.
نبرد سخت و نفسگیری که به یاری و تایید الهی “چله” اش سرآمد و جهان را به لرزه افکند، ما را رو سفید و مفتخر به فتح مبین کرد.
مراد حدادیان
۲۰ فروردین ۱۴۰۵
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0