بررسی فرهنگی نژاد و نژاد پرستی در شاهنامه کاوه راه را کوفته است
بررسی فرهنگی نژاد و نژاد پرستی در شاهنامه کاوه راه را کوفته است به قلم علی کرمی این جستار نژاد و نژاد پرستی را در تاریخ و فرهنگ ایران منعکس در شاهنامه، به شیوه دانشورانه با گزارههای نوآیین و به استناد ابیات شاهنامه بررسی میکند .امید است که گونهای از بدفهمی و بدآموزی را در
بررسی فرهنگی نژاد و نژاد پرستی در شاهنامه
کاوه راه را کوفته است
به قلم علی کرمی
این جستار نژاد و نژاد پرستی را در تاریخ و فرهنگ ایران منعکس در شاهنامه، به شیوه دانشورانه با گزارههای نوآیین و به استناد ابیات شاهنامه بررسی میکند .امید است که گونهای از بدفهمی و بدآموزی را در گزارش و تاریخ و فرهنگ ایرانی _که گاه رو به گسترش نیز هست_ نشان داده و در زدودن آن موفق باشد.
پرسش اصلی این جستار این است :آیا نژاد پرستی در قالب اعتبار به مشخصات ظاهری و رنگ وپوست وژنتیک یک قوم مانند وضعیت آمریکا و سرخپوستان یا غرب و سیاهپوستان در ایران رایج بوده است ؟آیا نژاد پرستی در قالب زبان و ویژگیهای قومی یا نژادپرستی با محوریت دین و آیین مانند وضعیت هیتلر با یهودیان ویا خلوص خونی و اعتباربه نژاد سلسله پادشاهی هنجار فرهنگی بوده یا خیر ؟
پیشاز گفتار اصلی به اشارهای آغازین نیاز است که واژه شاهنامه ،توصیف سلسله پادشاهان نیست و به نژاد شاه و شاهی هم اعتباری نداده است چراکه شاهنامه به معنی نامه شاهان نیست بلکه نامه بزرگ و سترگ و برتر است همانگونه که این واژه در پیشاوند واژگان شاه بیت،شاهراه ،شاهپر ،شاه توت و شاهکار به روشنی دیده می شود
آنچه در شاهنامه از تقابل ایران وانیران گفته میشود مفهومی نمادین است که بیانگر نبرد اهورایی و اهریمنی نبرد خوبی ها و بدیها است . ایرانی نماینده خرد و داد است و دشمنی با انیرانی به دلیل رنگ پوستشان و مشخصات ظاهری یا دین وآیینشان نبوده بلکه بخاطر بیدادگری و تهاجم به کشور ایران است.
“هرجا که مقایسه بین گوهر و هنر پیش میآید جانب هنر گرفته میشود .هنر بدون نژاد میتواند برکشنده باشد اما نژاد بدون هنر نه ، کاوه راه را کوفته است “(اسلامی ندوشن ،داستان داستانها ،۱۳۷۴ :۳۳)
نژاد در شاهنامه به معنی طبقهی اجتماعی و گاهی هم در معنی دودمان و خانواده است به معنی ژنتیک و رنگ پوست و یا دین و آیین خاصی نیست.
یکی پهلوان بود و دهقان نژاد ____همانا که داری زگردان نژاد _چه مردی و نام و نژاد تو چیست _
رستم و اسفندیار هردو به نژاد خود میبالند در حالی که هردو ایرانی هستند اگر منظور از منظور از نژاد ایرانی و غیر ایرانی بود دو پهلوان ایرانی به نژاد خود افتخار نمیکردند .
ساختار تفکر نژاد پرستی در دنیای باستان ،اختلاط خونی را نوعی آلودگی و ناخالصی و ناپاکی می دانستند و چنین کسی خوار و زبون و ذلیل و بیارزش محسوب می شده است در حالیکه در شاهنامه اسفندیار به نژاد مادری خود کتایون که دختر قیصر روم است افتخار میکند همچنین رستم به اینکه از جانب مادر از تبار ضحاک تازی است افتخار میکند
همان مادرم دخت مهراب بود
بدو کشور هند شاداب بود
که ضحاک بودیش پنجم پدر
زشاهان گیتی برآورده سر
بسیاری ازبزرگان و شاهان و پهلوانان نامی مانند رستم ،سهراب،اسفندیار،کیخسرو،سیاوش دو نژادی هستند و هیچکدام به خاطر ناخالصی در نژاد سرزنش نشدهاند .
اگر ایرانیان تفکر نژاد پرستی داشتند چرا ضحاک تازی را پادشاه کردند ؟میدانیم که مردم به خاطر نژاد تازی علیه او قیام نکردند بلکه دلیل قیام ،ظلم و ستم او بود .
همه انسانها در تفکر شاهنامه از یک نژادند و برتری نژادی معنایی ندارد .
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0