علی کرمی
🔻کلیشه ای مبهم
🔻کلیشه ای مبهم ، بیمحتوا به نام دموس “مردم” ؛🔻مفهومی شناور تحت عنوان کراسیا “خواست مردم” 🔻چگونگی تحریف ” مفهوم مردم ” در نظام های سیاسی و اجتماعات مختلف 🔴سرمقاله آوای پراو به قلم علی کرمی شیوههای مدیریت جامعه از زمان اریستوکراسی (اشرافقوم)و الیگارشی (نخبههای قوم) تا زمانی که حکومتی با عنوان مردمی شکل گرفت
🔻کلیشه ای مبهم ، بیمحتوا به نام دموس “مردم” ؛🔻مفهومی شناور تحت عنوان کراسیا “خواست مردم”
🔻چگونگی تحریف ” مفهوم مردم ” در نظام های سیاسی و اجتماعات مختلف
🔴سرمقاله آوای پراو به قلم علی کرمی
شیوههای مدیریت جامعه از زمان اریستوکراسی (اشرافقوم)و الیگارشی (نخبههای قوم) تا زمانی که حکومتی با عنوان مردمی شکل گرفت ، تعریف روشن و نمونه واضح از مردم و حکومت ارائه نشد .
تاریخ مدنیت شاهد دو نوع سوءاستفاده از مفهوم مردم بوده است : نخست نخبههای سیاسی ،اقتصادی واجتماعی که با نام مردم سوءاستفاده میکردند و دیگر سوءاستفاده “تودهای” است که به نام مردم حکومت میکنند .
واقعیت “دموس”و “کراسیا “یا همان مردمحضوری چنین بوده که در تمام دورانهای تاریخ بزرگان قوم ،قبیله وسرمایهداران به نام مردم به حساب میآمدند و حضور واقعی مردم هرگز نبوده است .
بنابراین منظور ما از “کراسی ” در این گفتار مفهوم مطلق نبوده بلکه از نظر نسبی کدام شیوه بیشترین قرابت را به مردم دارد و مهمتر آنکه چگونه میشود آنرا تشخیص داد ؟
گفتار را با تعریف بسیار سادهای از مردم آغاز میکنیم ” شهروندانی هستند که دارای حقوق ، مسؤلیتها و توانایی های مشترک و آگاهانه در اجتماع و سیاست اند .
تعبیر و تفسیر از خواست مردم و نمایندگی از آنها مفهوم شناور و سیالی را در عرصه جامعه پدید آورده که ضمن ظاهری ساده دارای پیچیدگیها و ابهامات بسیار زیاد است .
وقتی کانونهای قدرت هر عملی و نظری را به خواست و اراده مردم نسبت میدهند ،مفهوم مردم به کلیشهای مبهم و بیمحتوا تبدیل میشود که از آن به دالهای تهی تعبیرمیشود .
مسئله اصلی این گفتار آنست که برای تبیین مردم نیاز داریم که بدانیم خواست مردم ، قراردادهایاجتماعی ، ارادهی عمومی ، خیرجمعی،منفعت مشترک جامعه چیست ؟!
چه کسی و با چه اهدافی خواست مردم را تعبیر ،تفسیر و تعیین میکند ؟
چگونه میتوان اراده عمومی را تشخیص داد ؟
آیا صدای اکثریت همان اراده عمومی است ؟
چه کسی چرا و چگونه ادعای نمایندگی مردم را دارد ؟
مقابل مردم چه کسانی هستند ؟
همانطور که اشاره شد بدبختی بشر آنستکه مفهومی شناور و ظرفیت سیالی را خلق کرده که هر گروه و جریان سیاسی اراده خود را در آن معنا میکند و به نمایندگی از مردم عمل میکند .
برخی از نظامهای اقتدارگرا مانند سوسیالیست و کمونیسم و نازیها که مدعی اراده عمومی هستند برای کسب قدرت و حفظ آن از همبستگی کاذب استفاده کرده و مفهوم پیچیده و والای مردم را به واحد ساده و تک صدایی نازل کرده و هویت مصنوعی را در قالب موجودی انتزاعی بوجود میآورند .خود را نماینده و سخنگوی آن میدانند .برای مشروعیت بخشی به قدرت خود از واژه مردم استفاده میکنند مثل اینکه با خواست مردم به قدرت رسیدند و تصمیمات و نظرات خود را منافع مردم میدانند و مینامند و مدعی هستند که مردم اینگونه از ما می خواهند عدهای خاص نماینده واقعی مردم و دیگران غیر مردم و مخالفان را دشمن مینامند .
یکنواختی و نادیدهگرفتن تنوع نشانه ابزاری شدن واژه مردم است چراغ خطر بزرگ آن کاربرد واژگان و عبارات مردم خوب ، مردم پاک و مظلوم و مردم آگاه است که دالهای تهی چون عدالت و آزادی از ملائمات آن است .
در بخش دوم گفتار می پردازیم به وضعیت مفهوم مردم در کشور ایران قبل و بعد از انقلاب
و میکوشیم تا ببینیم گفتمان قدرت بر واژه مردم چگونه بوده است .
قبل از انقلاب : “ملت ایران ” و “ملت شاهنشاهی ایران ” و “اراده ملت ” عباراتی رایج بود که حکومت اراده شاه را اراده مردم مینامیدند .
واژه شاه و مردم برای توجیه سیاست های حکومت به کار میرفت مثل انقلاب سفید که اراده شاه بود . همچنین هرگونه مخالفت با نظام ، ضد ملی یا خیانت به ملت تلقی میشد .
گفتمان مفهوم مردم بعد از انقلاب در دو قالب اصولگرایی و اصلاحطلبی بهتر قابل تبعیین است .
در قاموس اصول گرایی واژه مردم با مفهوم امت در پیوند است .
عباراتی چون مردم انقلابی،مردم مسلمان ایران و امت واحد .مردم واقعی هستندو مابقی ضدانقلاب و غرب زده و فتنهگر …
در این روش و منش واژه مردم اغلب در تقابل با دشمن شکل میگیرد و عباراتی نظیر حضور میلیونی مردم در انتخابات و راهپیمایی ۲۲ بهمن ،حضور آگاهانه مردم بسامد بالایی دارند و بیانگر نوع نگرش این جریان فکری به مردم دارد .
گفتمان اصلاحات مردم سالاری دینی را مطرح کرد و پیرامون مردم مفهوم گسترده تری مطرح شد اما همچنان در چهارچوب ساختار فکری وقاب اصولگرایی بود البته حق انتخاب و آزادی بیشتری مطالبه میکند .
سوءاستفاده از مطالبات مردم در برخورد با معترضان و مخالفان که خود آن هم نوعی استفاده ابزاری از واژه مردم است که تلاش میشود تا با این مرزبندی معترضان را از مردم واقعی جدا کند .شاهد مثال :اینها مردم نیستند اشرارند .
مطالبه گری از حاکمیت با بلندگوی مردم مثلا بیان اینکه مردم خواستار اصلاحات هستند و اصلاحات یعنی آنچه ما میگوییم یعنی عزل و نصب یعنی تغییر مدیریت پایگاههای اقتصادی و البته خبری از خود اصلاح (رفورم) نیست .گفتن این عبارت که صدای مردم باید شنیده شود کلید واژهای مهم است شیوهای است برای جلب حمایت مردم در انتخابات و همچنین انتقاد از محدودیت ها در جریان انتخابات نوعی سوءاستفاده ازمردم در قابی به نام اصلاحات است . والبته اصلاحاتی که معلوم نیست چیست …!!!
در واقع منطق کلی و پایه استدلال در جریان اصولگرایی و اصلاحطلبی یکیاست در هردو به صورت تجاوزگرانه با مفهوم مردم برخورد میشود و هر جریان فکری به نمایندگی از مردم سخن میگوید و تعبیر وتفسیری از خواست مردم ارائه می دهد که در الگوی فکری خودش میگنجد .
این رمزگشایی از وجود ساختار دموکراسي با حضور” دموس”
و بدون “کراسی ا” است یعنی دخالت و حضور مردم بدون تاثیر مردم میتواند باشد .
.اینک زمانی است که با گذشت ۴۵ سال از انقلاب و درون این ساختار و نظام ، هم مردم و هم جریانات سیاسی سعی کنند فرهنگی اشاعه یابد که سخن گفتن به نمایندگی از مردم کاهش یافته و تعبیر وتفسیر از خواست مردم ضوابط و موازین و شرایط دشواری و محدودی داشته باش
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0