نویسنده: فاطمه کریمی
در ظاهر، همهچیز روشن است؛ قانون میگوید هر کسی به اندازهی درآمدش باید مالیات بپردازد. اما وقتی پای اجرا وسط میآید، مشکلات آغاز میشود. نبود سیستمهای یکپارچه اطلاعاتی، کمبود نیروی متخصص در حوزه حسابرسی، و گاهی هم ضعف در اراده نظارتی باعث میشود عدهای خاص بهراحتی از مسیرهای غیرشفاف عبور کنند و مالیات واقعی خود را پرداخت نکنند.
جالبتر اینکه در همین فضا، کارمند حقوقبگیر یا مغازهدار جزء، مالیات خود را دقیق و شفاف پرداخت میکند. این یعنی فشار مالیاتی بیشتر بر اقشار پایینتر جامعه، در حالی که بسیاری از صاحبان مشاغل پردرآمد یا شرکتهای خاص، با استفاده از خلأهای نظارتی، هزینهای کمتر از سهم واقعیشان پرداخت میکنند.
نبود حسابرسی دقیق، یعنی میدان دادن به تخلف. تا وقتی که سازمانهای مالیاتی به دادههای دقیق، فناوریهای هوشمند و نیروی متخصص دسترسی نداشته باشند، شناسایی درآمدهای پنهان ممکن نخواهد بود. و تا وقتی که حسابرسیها جنبهی نمایشی یا گزینشی داشته باشند، اعتماد عمومی به عدالت مالیاتی از بین خواهد رفت.
راهحل چیست؟
- ارتقاء سامانههای مالیاتی و اتصال آنها به شبکههای بانکی و تجاری
- گسترش حسابرسیهای دقیق و واقعی
- برخورد قاطع با فرارکنندگان مالیاتی، بهویژه در سطوح بالا
- فرهنگسازی دربارهی ضرورت پرداخت مالیات برای توسعه کشور
اگر مالیات بهدرستی از همه گرفته شود، هم فشار از دوش اقشار ضعیف برداشته میشود و هم کشور میتواند به منابع پایدار مالی دست یابد. اما تا زمانی که حسابرسی جدی گرفته نشود، فرار مالیاتی همچنان به عنوان زخمی عمیق در اقتصاد کشور باقی خواهد ماند.
منبع خبرروجیار نیوز



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0