سرانجام دوست شاعر و نویسنده کرمانشاهی‌ام در شرایط سخت و دردناک آن هم در شهری غریب-نه در قطعه هنرمندان شهرش- تنها شش روز مانده به آغاز سال ۱۴۰۰ چشم از این جهان بست.
کد خبر : 1331
تاریخ انتشار : دوشنبه 12 آوریل 2021 - 15:07

یادداشت سردبیر

  1. ⬛️مرگ غریبانه شاعر نجیب ما و بی‌مهری‌ها

سرانجام دوست شاعر و نویسنده کرمانشاهی‌ام در شرایط سخت و دردناک آن هم در شهری غریب-نه در قطعه هنرمندان شهرش- تنها شش روز مانده به آغاز سال ۱۴۰۰ چشم از این جهان بست.
او؛شخصیتش،زندگی‌اش،نوشتنش،فراموشی‌اش ومرگش،درعین نجابت ،غریبانه و دردناک بود.برای من این گونه مردن ایرج وحشتناک بود، نه خود مرگ او. در طول زندگی پنجاه‌و چندساله‌اش،انسانی آرام، سر به زیر، نجیب و بسیار اخلاقی بود. گمان ندارم و به ندرت کسی را در زندگی اش آزرده باشد اما خود بسیار آزردگی دید حتی از دوستان و نزدیکانش. اخلاق برای او بسیار مهم بود و رعایت آن را برای شاعر و نویسنده مهمترین می‌دانست.
زیرا شاعر و نویسنده کسی است که کار فرهنگی می کند . می‌گویند فرهنگ را باید ایجاد کرد و ساخت؛ نوشتن و خلاقیت هم در راستای همین ساختن و بارور کردن فرهنگ وکنشی فرهنگی است. او سال ها کار فرهنگی کرد همواره اضطراب آن را داشت او مانند شاعران و نویسندگان اصیل، اضطرابی دوگانه داشت؛ اضطراب نوشتن و اضطراب تامین معاش برای زیستن و ساختن.بخشی از تلاش معاش او -درنهایت سختی وناچیزی-برای همین نوشتن و خلاقیت بکار می‌رفت. کسانی می توانند فرهنگ را ایجاد کنند که اضطراب آن‌را داشته باشند و با آن اضطراب زندگی کنند.تنگناها و مرارت های زندگی را تحمل می کرد تا از کار فرهنگی غافل نباشد. در این اواخر ،تنهایی و عزلت همراه بازخم بی‌اخلاقی ها و‌بی‌مهری‌هااو را به سمت بیماری فراموشی سوق داد. خودش ظاهرا هیچ اعتنایی به رسیدگی به امور شخصی ‌اش را نداشت، موی سر و ریش اش بلند شده بودو… دوستان و اطرافیان او را به لاقیدی و بی خیالی متهم می‌کردند که گویا او تمارض می کند در واقع مریض نیست.در ابتدا افسردگی و تشویش وبدگمانی و طرد وتنهایی . آن شاعر بلند قامت اکنون به وضعیتی چنین اسفناک رسیده بود تپسی واقعیت ماجرا نمی دانست که شاعر دچار بیماری دمانس شده بود و همه این مشکلات ناشی از آن بیماری بود. پس از سفر اجباری به شمال،بیماری به سرعت پیشرفت کرد به گونه ای که دیگر کسی را به یاد نمی آورد و همگان ناچار پذیرفتند که شاعر، بیماری داشته است.او دمانس گرفته است.
در چند ماهی که در مرکز سالمندان نمک رود چالوس بود کار به جایی رسیده بود که هیچ کس را به جا نمی آورد و نمی شناخت .دیگر کسی از دوستان و همفکرانش اضطراب او را نداشت .همه رهایش کرده بودند و تحمل سختیهای زندگی در عین فراموشی اش را نداشتند. در طول بیماری فراموشی ناگهان سرطان معده هم سر از جسم او بر آورد تا جان شاعر را بگیرد در مدت کمتر از یک ماه چهره شاعر خوش قد قامت به وضعیتی در آمده بود که کسی او را نمی شناخت. تکیده و لاغر «مردی که خلاصه خود بود»سرانجام چند روز مانده به آغاز قرن جدید این شاعر و نویسنده نجیب کرمانشاهی چشم از جهان بست و در جایی دور از شهر خود آرام گرفت.
در آغاز اشاره شد چگونه مردن این نجیب’ شاعر و نویسنده کرمانشاهی برای من درناک بود نه خود مرگ او. درد بزرگ و شگفتی آنکه هیچ‌کدام از نشریه ها و مطبوعات شهر کرمانشاه ،کوچکترین اشاره‌ای به مرگ و کارنامه ادبی این شاعر و نویسنده کرمانشاهی نکردند. گویا شاعر و نویسنده و داستان‌نویسی به نام ایرج کیا اصلاً در کرمانشاه زندگی نکرده بود تا بمیرد. شگفت آنکه نشریه‌های که ایشان آثار خود را در آنجا چاپ کرده بود با آنها همکاری هم کرده بود از پرداختن و اشاره به مرگ او غفلت کردند هیچ ازین مردنجیب بازتاب ندادند. دردناک آنکه کسانی که مدعی دفاع از فرهنگ و ادب شهر کرمانشاه هستند و دائماً در نشریات خود تیتر های درشت در دفاع فرهنگ وشعر وادبیات ودفاع از شاعران و نویسندگان شهر می زنند، دریغ از نوشتن یک بند در مورد این شاعر و نویسنده. حتی دریغ از بازتاب خبر مرگش. کسانی فریادشان در دفاع از شعر و شاعران کرمانشاه گوش فلک را کر می‌کرد حتی حاضر نشدند در فضاهای مجازی و شخصی خویش خبر درگذشت او را بازتاب دهند. روزنامه ای که او ماه‌ها با آن همکاری کرده بود و نشریه های دیگری که شعر و داستانش را چاپ کرده بودند، از کنار مرگ غریبانه او عبور کردند و هیچ نگفتند. در اینجا باید از بسیاری شاعران و نویسندگان کرمانشاهی هم گله مند باشم که توجهی نکردند برخلاف شهر کرمانشاه ،شهرهای دیگر در چنین مواقعی و در احترام و بزرگداشت به اهالی فرهنگ و شاعران و نویسندگان خود سنگ تمام می گذارند و چنان رفتاری می‌کنند که تحسین همگان را بر می انگیزند. در عین حال باید از توجه و تلاش بعضی از دوستان شاعر ونویسنده کرمانشاهی که در حد توان خود تلاش کردند تا پیکر این شاعر و نویسنده کرمانشاهی به قطعه هنرمندان شهر زادگاهش،کرمانشاه دفن شود،تشکر کرد.این دوستان تلاش خود را کردند

Visits: 7

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.