نویسنده: فاطمه کریمی
در بیمارستانهای شلوغ و کمبودجه، کارکنان نهتنها با حجم زیاد کار مواجهاند، بلکه اغلب با نادیدهگرفتهشدن، تبعیض در رفتار مدیران، و نبود راه روشن برای ارتقاء دستوپنجه نرم میکنند. نیروهایی با مدرک دانشگاهی، در پایینترین ردههای سازمانی، بدون حتی فرصت ارائه توانمندیهای خود، فقط چون «نیروی خدمات» نام گرفتهاند، کارهایی انجام میدهند که هیچ سنخیتی با توان علمیشان ندارد.
بیعدالتی در تقسیم کار، بیاحترامی کلامی از سوی برخی پرستاران یا مسئولان، نبود فضای گفتوگوی سالم میان مدیریت و کارکنان، و برخوردهای گزینشی با خطاها، از جمله عواملی است که انگیزه را در دل بسیاری از نیروهای دلسوز دفن میکند.
شاید بزرگترین درد، «بیصدا شدن» باشد؛ اینکه حرفت شنیده نمیشود، دیده نمیشوی، و گاه به چشم تهدید هم نگریسته میشوی اگر بخواهی حقیقت را بگویی.
در این فضای فرساینده، نه تنها رضایت شغلی از بین میرود، بلکه خدمترسانی مطلوب به بیماران نیز تحتالشعاع قرار میگیرد. یک نیروی خسته، تحقیرشده و بیانگیزه، هر چقدر هم وظیفهشناس باشد، نمیتواند همانی باشد که در روز اولِ استخدام میخواست.
راه حل چیست؟
مدیریت انسانی، شنیدن صداهای خاموش، ارزیابی منصفانه توانمندیها، دادن فرصت رشد به همه نیروها، و نهادینهکردن احترام متقابل میان پرسنل، نخستین گامهای ترمیم این زخم مزمن است.
تا وقتی فقط از بیماران مراقبت میشود و حالِ کارکنان دیده نمیشود، درمان در نیمهراه میماند.
منبع خبر روجیارنیوز



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0